جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

عیب کوچولوی عروس

    جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند.

    پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

    جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است

    پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزانتر تمام می شود

    جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد

    پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پرحرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد

    جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است

    پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد

    جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است

    پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم ازخیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد

    جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد

    پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی میخواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد.

     

    احمد شاملو

     


    این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 21 دي 1390
    منبع
    برچسب ها : پیرزن ,
    عیب کوچولوی عروس

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر